بسم الله
در خانه نشسته بودیم، برادرم خیلی اهل شوخی بود، چه بلاهایی كه سرمان نمی اورد، یك روز كه دور هم نشسته بودیم یكهو برق ها رفتند، من هم فوری شماره ی اتفاقات برق را گرفتم ولی انها گفتند ما قطعی برق نداریم كنتور را بررسی بكنید، رفتم حیاط دیدم فیوز پریده است، فهیمدم كار برادرم است.
در زندگی خیلی از وقتها ما فیوز برق خانه ی دلمان را قطع میكنیم و انتظار داریم دلمان باز هم با نور خدا روشن شود!، سیمهای خدا همیشه برق دارند ، فیوز را باید وصل كرد!