بسم الله
قرار گذاشتیم یك هفته به كوه برویم و بمانیم آنجا، از روستای نزدیك كوه یك بلد راه گرفتیم، لباس و كفش مناسب هم داشتیم، من خودم آدمی بودم كه همیشه میخواستم حرف خودم را به كرسی بنشانم و حرف حرفِ خودم باشد، ولی كوه دیگر شوخی بردار نبود، واو به واو حرفهای راهنما را گوش میدادم، توی مسیر هر جایی كه پایش را میگذاشت دقیقا همانجا قدم میگذاشتم.زندگی مثل كوهنوردی است، بلدِ راهی بهتر از خدا وجود ندارد، ولی ای كاش ما هم مثل آن داستان بالایی! ، واو به واو حرفهای بلدِ راه را گوش میدادیم!

باتشکر از دوست خوبم:فدایی اسلام