مارا ببخش

تَا للهِ لَقَد أَثَرَکَ اللهُ عَلَینَا وَ إن کُنَّا لَخَاطئینَ
سالها چشم انتظاری ...
سالها صبر و سکوت و دستهای دعا ...
و ما فرو رفته در حجاب غفلت و گناه
لبیک نگفتیم!
زبان در کام نچرخاندیم برای لبیک که در قبض خواسته هایپست دنیا مست بازی بودیم ...
یَا قَومِ ألَم یَعِدکُم رَبُّکُم وَعداْ حَسَناْ
و اگر تاریخ تلخ عصیان و روی گرداندن از حجت خدا دوباره تکرار شود؟
آنگاه دوباره می فروش خوبی میشود شیطان، برای آنانی که در میکده او اتراق کردهاند
و نقشه گناه را پیاله پیاله سر میکشند ... و من و تو ...
خدا نیاورد آن روز را ....
یَا أَبَانَا أستَغفِر لَنَا ذُنُوبَنَا إنَّا کُنَّا خَاطئینَ
بر ما ببخش از جفایی که به ناحق در حقت روا داشتهایم
که اگر شعله آسا در آتش شرمساری و شرمندگی بسوزیم
ذمی نیست ....
و بپذیر ما را ای طلعت نهان گشته از دیدگان که:
مگر این سودا را انجامی
و این سیر را سرانجامی
و این بحر را کرانی هست که :
قِصَةُ العِشق لا انفِصَامَ لَهَا ...