مرا دوست داری هنوز
بسم الله:
آقاسلام...
من سیاهم...ببین!
سیاه سیاه...
شما سفیدی...از برف هم سفید تر!
سیاه کنار سفید که بشینه سیاهی و زشتی اش بیشتر معلوم می شه...
حالا که نیستی...
که نمی بینمت شاید خیلی حواسم به سیاهی خودم نیست...
اما وقتی بیای و من کنارت وایسم
اونوقت معلوم می شه که چقدر زشتم...چقدر سیاه...
من از اون روزی که سیاهیم کنار سفیدی شما معلوم بشه می ترسم...
سیاهی دلم رو ...خودم رو ... با سفیدی قشنگ خودت بپوشون...
آقا!
بهترین بابای دنیا!
بدترین فرزند عالم رو دوست داری هنوز؟
آقاسلام...
من سیاهم...ببین!
سیاه سیاه...
شما سفیدی...از برف هم سفید تر!
سیاه کنار سفید که بشینه سیاهی و زشتی اش بیشتر معلوم می شه...
حالا که نیستی...
که نمی بینمت شاید خیلی حواسم به سیاهی خودم نیست...
اما وقتی بیای و من کنارت وایسم
اونوقت معلوم می شه که چقدر زشتم...چقدر سیاه...
من از اون روزی که سیاهیم کنار سفیدی شما معلوم بشه می ترسم...
سیاهی دلم رو ...خودم رو ... با سفیدی قشنگ خودت بپوشون...
آقا!
بهترین بابای دنیا!
بدترین فرزند عالم رو دوست داری هنوز؟
منبع سقاخانه
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 16:6 توسط رهگذر
|